تبلیغات
سقف من آرامش است... - وقتی حنا ها برعکس تصورات بی رنگ میشن دی:
ترم جدید شروع شدو استادا دوباره بهمون ی تحقیق محول کردن ک دو ماه بیشتر هم وقتنداریم این بار گروهمون سه نفرست متن تحقیقمون رو پزینت گرفتیم ولی هنوز نتیجه و مقدمه و چکیدش مونده گوشه ی اتاقم افتاده و وقت نکردم بهش برسم قصد دارم تو اسرع وقت یه دستی به سرو روش بکشم بچم فک کنم خاک گرفته الهی!!
امرئز امتحان زبان فارسی داشتم زیاد خوب نبود اونطور ک میخواستم نشد ولی امتحان بعدی رو باید جبران کنم خداییش سخت بود از همون اولم با این درس مشکل داشتم و هیچوقت نتونستم درکش کنم
کتابش خیلی اشکال داره و واسه همه بچه ها ی غول به حساب میاد اونم با سولای این استاد که خودشم میگه من سوال راحت بلد نیستم طرح کنم
درسا یکم زسیاد شده و تلویزیون ماشالله هر روز تعداد فیلمای قشنگی که میده بیشتر میشه شانسه منه دیگه منم که معتاااااااااااااااااااااد فیلم!!!
قراره ی لب تاپ بگیرم ولی معلوم نیست که دقیقا کی تو گوشیم کلی اسم فیلم اکشن وباحال سیو کردم که وقتی گرفتم یکی یکی ببینن خصصصصصوصا فیلم sisters که فففففففففففوق العادس البته من فقط پیش پردشو دیدم و اینو میگم چ برسه ک خود فیلمم ببینم
امروز صبح که داشتم میرفتم نمیدونم چی شد کتفم شدید درد گرفت و هنوزم درد میکنه تازه به اون یکی کتف هم سرایت کرده لامصب خیلی بده
حالا کم بود درد کتف هم بگیریم که اینم جور شد !!! بععععععله
امروز بچه ها یکی یکی میگفتن حالشون بده و میرفتن اصن اسم زبان فارسی که میادا همه مریض میشن حالت تهوع میگیرن سر درد میگیرن منم خواستم برم به بهونه ی کتف درد که گفتم بیخی اونقدرام شدید نیست همه به شوخی میگفتن اینجام درد میکنه اونجام درد میکنه ولی دیگه حناشون رنگی نداشت و فقط دونفر رفتن
خب من دیگه برم به قول رها تا درودی دیگر بدرود...

تاریخ : سه شنبه 20 بهمن 1394 | 07:07 ب.ظ | نویسنده : تنها در سکوت | نظرات

  • paper | بن تن | قالب وبلاگ